واژه جو

سروگاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سروگاه . [ س ُ ] (اِ مرکب ) سُرون گاه . رستنگاه شاخ . پیشانی . جای شاخ : همان بر سروگاه ماده دو تیر بزد همچنان مرد نخجیرگیر. فردوسی .

معنی سروگاه | واژه جو