واژه جو

سرور

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(سَ وَ) (ص مر.) پیشوا، رییس.

(سُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) شاد شدن. ۲- (اِمص.) شادمانی.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سرور | واژه جو