واژه جو

سرقفلی

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(سَ قُ) [ فا - ع. ] (اِمر.) حق پیشه و کسب با سرقفلی واگذار می‌شود و اجاره‌ای هم تعیین می‌گردد ومالک نمی‌تواند بدون تسویه حساب سرقفلی ملک خود را بفروشد.

معنی سرقفلی | واژه جو