واژه جو

سرشو(ی)

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(سَ) = سرشوینده: ۱- (ص فا.) آن که سر دیگری را بشوید. ۲- سرتراش، حجام. ۳- (اِمر.) نوعی گل سفید رنگ که بدان سر و بدن را شویند؛ گل سرشوی.

معنی سرشو(ی) | واژه جو