واژه جو

سرشت

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

آفرینش، خلقت آمیزه اصل، جنس، خمیره جنم، خلق‌وخو، خو، ضریبه، ذات سجیه، سیرت شمال، طبع، طبیعت، طینت، غریزه، فطرت، جبلت مزاج، نهاد خمیرمایه، گوهر، جوهره

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سرشت | واژه جو