واژه جو

سرجه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(سَ جَ یا جِ) (اِ.) کاسة مسین گردی که در ته آن سوراخی است و آن کاسه را در کاسة بزرگتری که پر از آب است قرار دهند و به عنوان ساعت آبی از آن استفاده می‌کنند.<br>

معنی سرجه | واژه جو