واژه جو

سرجهازی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سرجهازی . [ س َ ج َ] (اِ مرکب ) آنچه جزو جهاز بود. (یادداشت مؤلف ).

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی سرجهازی | واژه جو