واژه جو

سراروی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سراروی . [ س َ ] (اِ مرکب ) نام رگی است که چون او را بگشایند خون از سرو روی آدمی کشیده شود و بعربی قیفال گویند. (برهان ). رگی است که فصد آن امراض سر و روی و چشم را نافع است و بیونانی قیفال گویند. (آنندراج ) (انجمن آرا).

معنی سراروی | واژه جو