واژه جو

سر و صدا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سر و صدا. [ س َ رُ ص ِ ] (اِ مرکب، از اتباع ) فریاد. جنجال . هیاهو. ♦ بی سروصدا ؛ آرام . خاموش . ساکت . ♦ سر و صدا راه انداختن ؛ جنجال کردن . هیاهو کردن .

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سر و صدا | واژه جو