واژه جو

سد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(سَ دّ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) بستن.<BR>۲- (اِ.) بند، حایل میان دو چیز.<BR>۳- دیواری که برای جلوگیری از سیل یا ذخیره کردن آب می‌سازند. ؛ ~ سکندر کنایه از: سد یا مانع استوار و محکم.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سد | واژه جو