واژه جو

سختو

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(سُ) [ معر. ] (اِ.) ۱- قسمی خوراک. طرز تهیه آن چنین است که روده گوسفند را با گوشت و برنج و مصالح دیگر انباشته به روغن بریان کنند. ۲- کنایه از: آلت تناسلی مرد، قضیب.

معنی سختو | واژه جو