ستردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(س تُ دَ) (مص م.)<BR>۱- تراشیدن.<BR>۲- پاک کردن.<BR>۳- محو کردن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطتراشیدن، پاک کردن، پالودن،زدودن، کندن، محو کردن، زایل کردننابود کردن، از بین بردنواژه قبلی: سترواژه بعدی: ستره