واژه جو

سبنج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(س بَ) (اِ.) چوبی دراز که بر یک سر آن گاوآهن نصب کنند و سر دیگر آن را بر یوغ بندند و زمین را شیار کنند؛ چوب قلبه.<br>

معنی سبنج | واژه جو