سبل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ بَ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- بارانی که از ابر برآمده و تا زمین نرسیده باشد.<BR>۲- بینی.<BR>۳- دشنام.<BR>۴- خوشه، سنبل.<BR>۵- پردة چشم که از ورم عروق چشم که در سطح ملتحمهاست واقع شود و بدان در پیش نظر غباری پدید آید.<BR>۶- موی و رگهای سرخ که در چشم پدید آید.<br>