ساکن گشتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. گَ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)<BR>۱- مسکن گزیدن.<BR>۲- آرام شدن، آرامش یافتن.<br>واژه قبلی: ساکنواژه بعدی: ساکنی