سالک یزدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سالک یزدی . [ ل ِ ک ِ ی َ ] (اِخ ) از شعرای اواخر قرن یازدهم هجری قمری است که او هم به ملاسالک معروف بود و مدتی در شیراز شانه رنگ میکرده و درلباس درویشان به اصفهان رفته و پس از مدتی بهند رفته و در خدمت عبداﷲ قطب شاه هند (١٠٦٦ - ١٠٨٥ هَ . ق .) بود و اخیراً در شاه جهان آباد درگذشت و از اوست : در خور خرج بود دخل ز دیوان قضا نرودتا نفسی کی نفسی می آید. زبان هرزه درایان توان بنرمی بست که پنبه سرمه ٔ خاموشی جرس باشد. و نام و سال وفات و دیگر مشخصاتش بدست نیامد. (ریحانة الادب ج ٢ ص ١٥٠). و رجوع به تذکره ٔ نصرآبادی ص ٣٩ شود.