سالم ترکمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سالم ترکمان . [ ل ِ م ِ ت ُ ک َ ] (اِخ ) اسم او محمود بیک از مشاهیر و معاریف ترکمان است شخصی بسیار آرمیده و خوشرفتار و مصاحب بود. بشعر شهرت دارد و در اسلوب مثنوی طبع خوبی داشت «یوسف و زلیخا» را تتبع کرده است و در حقیقت اگر نامش «یوسف و زلیخا» نبود آن ابیات شهرت مییافت . از قرار معلوم خمسه را تتبع کرده است .این ابیات از او شنیده شده است، از یوسف و زلیخا: گهی کز قامت نیکوخصالی نشانم در ریاض جان نهالی دواند ریشه ها در استخوانم بپیچد خوش بر او رگهای جانم . در تعریف اسب گفته است : از برق خیال گرم روتر وز فکر محال تیزدوتر بر چرخ چو راکبش رسیده از تنگی جاعنان کشیده . رجوع به مجمع الخواص ص ١١٠ و ١١١ شود.