سالدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سالدار. (نف مرکب ) معمر و سالدیده و پیر. (ناظم الاطباء). معمّر. پیر. (استینگاس ). سالمند. مسن . رجوع به سال شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سالدار. (نف مرکب ) معمر و سالدیده و پیر. (ناظم الاطباء). معمّر. پیر. (استینگاس ). سالمند. مسن . رجوع به سال شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی