سالار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(ص مر.)<BR>۱- سالخورده.<BR>۲- کهن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطباشلیق، سپهسالار، سردار، فرماندهپیر، ریشسفید، کهنسال، مسنرئیس، سرور، شاهواژه قبلی: سالادواژه بعدی: سالاری