سال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ فر. ] (اِ.) اطاق بزرگ، تالار.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ په. ] (اِ.) ۱- مدت زمان گردش زمین به دور خورشید که برابر است با ۱۲ ماه یا ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه. ۲- سن، عمر. ۳- زمانه. ۴- تاریخ. ؛ ~ هجری شمسی سال ایرانی که از اول فروردین شروع میشود. ؛ ~ قمری سال قمری اسلامی که از اول محرم آغاز میشود. ؛ ~ میلادی سال مسیحی که از اول ژانویه (۱۱ دی) آغاز میشود.
[ فر. ] (اِ.) اطاق بزرگ، تالار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سال . [ ل ل ] (ع اِ) جای رفتن آب در رود. (مهذب الاسماء). وادی فراخ دور تک درختناک . ج، سُلاّ ن، سوّال . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
سال . (اِخ ) نهری است در روسیه که به رودخانه ٔ دن میپیوندد. رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
سال . (اِخ ) از بلاد و نواحی قدیم هند وسطی است بنوشته ٔ کتاب باج پران . (از تحقیق ماللهند ص ١٥٠).
مترادف و متضاد واژهدان
واحد زمان (روز، دوازده ماه)، عام، سنه پایه، کلاس، دانشپایه طول عمر، سن، زاد، عمر دوره فعالیت (سازمان، موسسه) تاریخ مراسم سالروزدرگذشت ساج چوب ساج کشتی، جهاز