سافر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- سفرکننده. ج. سفره، سفار.<BR>۲- رسول، سفیر.<BR>۳- کاتب. ج. سفره.<BR>۴- زن گشاده روی. ج. سوافر.<BR>۵- اسب کم گوشت. <BR>۶- فرشتهای که اعمال بندگان را نگاه میدارد.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- سفرکننده. ج. سفره، سفار.<BR>۲- رسول، سفیر.<BR>۳- کاتب. ج. سفره.<BR>۴- زن گشاده روی. ج. سوافر.<BR>۵- اسب کم گوشت. <BR>۶- فرشتهای که اعمال بندگان را نگاه میدارد.<br>