ساز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.)<BR>۱- هریک از آلات موسیقی.<BR>۲- وسایل زندگی.<BR>۳- سامان، نظم و ترتیب.<BR>۴- استعداد، آمادگی.<BR>۵- ابزار، آلت.<BR>۶- نغمة موسیقی، آهنگ.<BR>۷- تجهیزات جنگی، جنگ - افزار.<BR>۸- جامه، لباس.<BR>۹- مکر، حیله، فریب. ؛ به ~ کسی رقصیدن کنایه از: بازیچة کسی شدن، ندانسته از کسی فرمان بردن.<br>