واژه جو

ساز کردن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(کَ دَ) ۱- (مص م.) آماده کردن، مهیا کردن. ۲- آفریدن، بوجود آوردن. ۳- (مص ل.) قصد کردن و عزم کردن.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی ساز کردن | واژه جو