واژه جو

ساز نواختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ساز نواختن . [ ن َ ت َ ] (مص مرکب ) ساز زدن . زدن و نواختن یکی از آلات موسیقی : سعادت به من روی بنمود باز نوازنده ٔ ساز بنواخت ساز. نظامی .

معنی ساز نواختن | واژه جو