ساز زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(زَ دَ) (مص ل.)<BR>۱- نواختن وسیلة موسیقی.<BR>۲- کنایه از: بهانه گرفتن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطنواختن، نوازندگی کردنواژه قبلی: ساز دادنواژه بعدی: ساز و باز