ساروجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساروجه . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قره لر بخش میاندوآب شهرستان مراغه، واقع در ٥٥ هزارگزی جنوب باختری راه شوسه ٔ شاهین دژ به میاندوآب . دره ای . هوای آن معتدل، آب آن از چشمه و محصول آن غلات و توتون و حبوبات و کرچک است، ٤٥٨ تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری اشتغال دارند. از صنایع دستی جاجیم بافی در آن معمول است . راه مالرو دارد. در دو محل به فاصله ٔ یک هزار گزبنام ساروجه ٔ بالا و پائین مشهور، و سکنه ٔ ساروجه ٔ پائین ١٣٥ تن است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
ساروجه . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چناران بخش حومه ٔ شهرستان مشهد، واقع در ٧١ هزارگزی شمال باختری مشهد، و ٤ هزارگزی شمال راه شوسه ٔ مشهد به قوچان . جلگه ای، هوای آن معتدل، آب آن از قنات، محصولات آن غلات و چغندر و بنشن است، ١٧٢ تن سکنه دارد که بزراعت و مالداری مشغولند. راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
ساروجه . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قوریچای بخش قره آغاج شهرستان مراغه، واقع در ٤٥ هزارگزی خاور راه شوسه ٔ مراغه به میاندوآب . کوهستانی، هوای آن معتدل مالاریائی، آب آن از چشمه، و محصول آن غلات، نخود و بزرک است . ٢٨٩ تن سکنه دارد. از صنایع دستی محلی جاجیم بافی در آن معمول است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).