سارداناپال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سارداناپال .(اِخ ) پادشاه افسانه ای که بروایت مورخان یونانی از ٨٣٦ تا ٨١٧ ق .م . در آشور سلطنت کرده و آخرین اخلاف سمیرامیس است . در ایران باستان آمده : مطابق آنچه دیودور سیسیلی مورخ یونانی از کتاب گمشده ٔ کتزیاس نقل کرده، آرباکس رئیس پاسداران مادی بر سارداناپال شورید و در جنگهای متوالی او را شکست داد و سرانجام سارداناپال خود و افراد خاندانش را به آتش سوخت . ولی بدلائلی این روایت عاری از صحت است . (ایران باستان ج ١ ص ٢٠٨ تا ٢١٥). آریان گوید: شهرآن خیالن را سارداناپال پادشاه آسور ساخته، و دیوار و پی ها می نماید که این شهر استوار و بزرگ بوده است . در اینجا مقبره ٔ سارداناپال هنوز نمایان است و مجسمه ٔ مردی روی بنا دیده میشود که دو دست خود را بهم میزند. در اینجا کتیبه ای است بزبان آسوری که گویند شعر است و مفاد آن چنین است : سارداناپال پسر آناسین دراکس شهر آن خبالن و تارس را در یک روز بنا نهاد. ای رهگذرها بخورید، بیاشامید، و عیش کنید. باقی همه خودنمائی است و بس ناپایدار. (ایران باستان ج ٢ ص ١٢٩١). زندگانی سارداناپال مظهر و نمونه ٔ یک شاهزاده ٔ عیاش و هوسران است و زندگانی افسانه ای او مورد توجه اروپائیان، و موضوع آثار معروفی گردیده از آن جمله درامی از بایرون شاعر انگلیسی (١٨٢١) و اروپائی از ژونسیر آهنگ پرداز فرانسوی (١٨٦٧) را باید نام برد.