واژه جو

سابیکتاس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سابیکتاس . (اِخ ) از سرداران اسکندر مقدونی بود، و اسکندر هنگام حمله به ایران او را والی ایالت کاپادوکیه کرد. رجوع به ایران باستان ج ٢ ص ١٢٨٥ شود.

معنی سابیکتاس | واژه جو