واژه جو

سابیده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سابیده . [ دَ / دِ ] (ن مف ) در تداول عوام بجای ساییده آید: رنگ سابیده . رجوع به ساییده شود.

مترادف و متضاد واژه‌دان

ساییده، سوده کوبیده، نرم زدوده

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سابیده | واژه جو