سابع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ) [ ع. ] (ص.) هفتم، هفتمین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بِ) [ ع. ] (ص.) هفتم، هفتمین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سابع. [ ب ِ ] (ع ص ) هفتم . (غیاث ) (آنندراج ) (منتهی الارب ). السابع من العدد بین السادس والثامن . (قطر المحیط) (اقرب الموارد). ج، سَبَعَه و سابعون . ◄ هفت تو کننده . هفت لا کننده . سبع الحبل ؛ حبله علی سبع قوی فهو سابع. (اقرب الموارد).