واژه جو

سابروج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سابروج . [ ب َرْ رو ] (اِخ ) موضعی است بنواحی بغداد. (معجم البلدان ). و در مراصد الاطلاع چ تهران نام نهری است در اعمال راه خراسان (!). (مراصد الاطلاع ).

معنی سابروج | واژه جو