واژه جو

سابرآباد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سابرآباد. [ ب ُ ] (اِخ ) شهری است و ظاهراً مخفف سابور است که به آباد اضافه شده است . (معجم البلدان یاقوت ). در مراصد الاطلاع چ تهران . «سابرباد» آمده است .

معنی سابرآباد | واژه جو