زیپو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زیپو. [ پ َ / پُو ] (اِ صوت ) اسم صوتی است نظیر زی پنبه که در تصنیفی دیگر (یا همان تصنیف اول ) آمده است : «زیپو زیپو زی پنبه ! دشمن آل پنبه !». (فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ).
زیپو. [ پ ُ ] (ص ) بی رمق و رقیق و بی رنگ و رو. در مورد آبگوشت بی مزه یا چای کم رنگ و پرآب گویند:«اینکه آب زیپو است ». (فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ). کلمه ای با معنی مجهول و عوام از آب زیپو، آبگوشت یا آشی سخت کم گوشت و کم چربی و بی مزه اراده کنند. آبگوشت یاچای یا شربتی کم مایه . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).