واژه جو

زیرکش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زیرکش . [ ک َ / ک ِ ] (اِ مرکب ) یکی از مقامات موسیقی قدیم . حسینی . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ زیرکش خاوران ؛ یکی از آهنگ های موسیقی . رجوع به آهنگ شود. ♦ زیرکش عشیران ؛ یکی از آهنگ های موسیقی . رجوع به آهنگ شود.

معنی زیرکش | واژه جو