واژه جو

زهمت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(زُ مَ) [ ع. زهمة ] (اِ.) باد گنده، بوی ریم و چربش، بوی گوشت چرب متعفن.<br>

معنی زهمت | واژه جو