زهراب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(زَ) (اِمر.)<BR>۱- آب زهرآلود.<BR>۲- مایهای که شیر را پنیر کند.<br>مترادفها و واژههای مرتبطادرار، پیشاب، شاشواژه قبلی: زهراواژه بعدی: زهرابه