زنگ زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(زَ. زَ دَ) (مص ل.) زنگار گرفتن فلز و آیینه و مانند آن.<br>واژه قبلی: زنگ تفریحواژه بعدی: زنگار