واژه جو

زنبوره

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(زَ رَ یا رِ) (اِ.)<BR>۱- نوعی زنبور سیاه بزرگ.<BR>۲- نوعی توپ کوچک، زنبورک کمانی آهنین و نوک تیز، زنبورک.<BR>۳- سازی است که صدای آن شبیه صدای زنبور است و آن چوبی بود که بر دو سر آن دو کدو نصب می‌کردند و دو تار بر آن بسته می‌نواختند (بیشتر در هند)؛ کنگری.<BR>۴- کنایه از: گروه بسیار، مردم انبوه.<br>

معنی زنبوره | واژه جو