زنبری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(زَ بَ) (اِ.) کشتی، جهاز بزرگ.<br>واژه قبلی: زنبرواژه بعدی: زنبق