واژه جو

زمین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(زَ) [ په. ] (اِ.)۱ - سومین سیاره از سیارات منظومه شمسی به نسبت دوری از خورشید.<BR>۲- مساحتی از خاک که در آن کشت و زرع می‌کنند.<BR>۳- خاک. ؛ ~ و زمان کنایه از: همه جا و همه چیز. ؛ ~ را به آسمان دوختن کنایه از: دست به کار محال زدن و به قصد پیروز شدن از هیچ تلاشی فرو گذار نکردن.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی زمین | واژه جو