زمین کن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زمین کن . [ زَ ک َ ] (نف مرکب ) که زمین را شکافد و سوراخ کند چون سیل و جز آن : ز صحرا سیلها برخاست هر سو درازآهنگ و پیچان و زمین کن . منوچهری . ◄ در بیت زیر کسی که زمین را بکند، مانند: کوه کن : زمین کن کوه خود را گرم کرده سوی ارمن زمین را نرم کرده . نظامی . ◄ (اِ مرکب ) نوعی ماهی در دریای فارس . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی