زمین شناسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. ش)<BR>۱- (حامص.) مطالعة زمین و دگرگونیهای آن.<BR>۲- (اِ.) علمی که موضوع آن زمین و دگرگونیهای مربوط به آن است.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. ش) ۱- (حامص.) مطالعه زمین و دگرگونیهای آن. ۲- (اِ.) علمی که موضوع آن زمین و دگرگونیهای مربوط به آن است.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زمین شناسی . [ زَ ش ِ ] (حامص مرکب ) علم به احوال کره ٔ زمین و قسمتهای مختلف آن و شناختن معدنیات و عناصری که کره را بوجود آورده اند. معرفة الارض . (فرهنگ فارسی معین ). این کلمه بجای معرفة الارض در فرهنگستان ایران پذیرفته شده است . رجوع به واژه های نوین فرهنگستان ایران و دایرة المعارف فارسی شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
علوم زمین تاریخ زمین: ائون، دوران، دوره، دور (عهد)، زمانه، زمان باستان ائون اول، کریپتوزوئیک (پرکامیبرین)، ائون دوم، فانروزوئیک، دورانهای ائون دوم: پالئوزوئیک (دیرینهزیستی)، مزوزوئیک (میانزیستی)، سنوزوئیک (نوزیستی)، دورههای مزوزئیک: تریاس، ژوراسیک، کرتاسه فعالیت تکتونیکی (زمینساختی)، قاره پانگهآ، نظریه زمینساخت ورقی، تکتونیک صفحهای، فرضیه گسترش بستر اقیانوسها، کوهزایی، چینخوردگی، فعالیت آتشفشانی، کوههای گسلی، کوههای گنبدی ساختمان درونی زمین: پوسته، گوشته (جبه)، هسته خارجی، هسته داخلی، گوشته: سنگکره، سستکره چینهشناسی، واحدها: گروه، سازند، بخش، لایه سنگهای آذرین (ماگمایی): گرانیت، بازالت، سنگهای رسوبی: رسوبگذاری، سنگشدگی (دیاژنز)، سنگهای رسوبی آواری (شیمیایی، زیستی، تبخیری، سوختنی)، سنگهای دگرگونی: سنگ لوح (اسلیت)، مرمر، سنگ معدن غارشناسی کره زمین، جغرافیا
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی