زمین دار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص فا.)<BR>۱- مالک.<BR>۲- مرزبان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص فا.) ۱- مالک. ۲- مرزبان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زمین دار. [ زَ ] (نف مرکب ) مرزبان . (دهار) (آنندراج ). ◄ خداوند ده و ریش سفید ده . (ناظم الاطباء). دارنده ٔ زمین و صاحب ملک و مزرعه . ◄ به اصطلاح هندی، مأموری که مالیات اراضی سپرده ٔ بخود را جمع می کند و صد یک حق العمل بر میدارد. (ناظم الاطباء). واسطه ٔ میان مالک و زارع در هندوستان و آن مانند مستأجری باشد بااختیاراتی بسیار ظالمانه . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ◄ در هند، رباخوارانی که به زارعین قرض دهند و شرائط آن بقدری صعب است که الی الابد مدیون و اولاد او در قید این دین باشند. (یادداشت ایضاً).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی