واژه جو

زمین جسته

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زمین جسته . [ زَ ج ُ ت َ / ت ِ ] (ص مرکب ) بمعنی زمین پیمای است که مساح و مسافر باشد. (برهان ). کنایه از مسافر و سیاح . (انجمن آرا). مساح . سیاح . مسافر. (ناظم الاطباء). رجوع به زمین پیمای شود.

معنی زمین جسته | واژه جو