واژه جو

زغریماش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زغریماش . [ زَ ] (اِ) زغراش . (ناظم الاطباء). خرده ریزه های پوستین که بدور اندازند : چو پوست قاقم و سنجاب خسروان پوشند چو قیمت آرد آن جایگاه، زغریماش . ؟ (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

معنی زغریماش | واژه جو