واژه جو

زرگند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زرگند. [ زَ گ َ ] (ن مف مرکب ) مخفف زرآگند، یعنی زرین و مطلا. (فرهنگ رشیدی ) : رکاب شمس تبریزی گرفتم که زین شمس زرگند عظیم است . مولوی (از فرهنگ رشیدی ). رجوع به زرکند شود.

معنی زرگند | واژه جو