واژه جو

زرگدازی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زرگدازی . [ زَ گ ُ ] (حامص مرکب ) عمل زرگداز. گداختن زر. قرار دادن طلا در کوره : چو روز از جهان کارسازی گرفت دمید آتش و زرگدازی گرفت . اسدی (گرشاسبنامه ).

معنی زرگدازی | واژه جو