زرنگار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(زَ نِ) (ص مف.)<BR>۱- زینت داده شده با زر. <BR>۲- چیزی که با آب طلا نقاشی شده.<BR>۳- طلاکوب.<br>واژه قبلی: زرنگواژه بعدی: زرنیخ