واژه جو

زخم کاری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زخم کاری . [ زَ م ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ضربه ٔ مؤثر و قاطع. جراحت کشنده و عمیق (کاری در این ترکیب بمعنی کارگر ومؤثر است ). جراحت بزرگ و جراحتی که بیکی از آلات عمده ٔ بدن برخورد کرده و مهلک باشد. رجوع به ناظم الاطباء، آنندراج و زخم شود.

معنی زخم کاری | واژه جو