واژه جو

زحلیل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زحلیل . [ زِ ] (ع ص ) جای تنگ و لغزان از صفایی و ملاست . (منتهی الارب ) (از متن اللغة) (از محیط المحیط). جای تنگ و لغزنده ٔ صاف است . مثل فتوح . ◄ دورشونده و کنار گیرنده . (از محیط المحیط) (از متن اللغه ) (از ترجمه ٔ قاموس ). دور از جای خود. (منتهی الارب ).

معنی زحلیل | واژه جو